خانه / دسته‌بندی نشده / ضرورت ها، الزامات واهداف شهر هوشمند 

ضرورت ها، الزامات واهداف شهر هوشمند 

ضرورت ها، الزامات واهداف شهر هوشمند : شهر هوشمند یک مدل توسعه شهری است که از تعامل بازیگران مختلف به وجود می آید و نمایانگر طیفی از اهداف و ویژگی های مختلف است. مفهوم شهر هوشمند درجه اول شهر را به عنوان یک سیستم که دارای زیر سیستمهای متعدد است، بررسی می کند (Chourabi et al,2012) این عملکرد زیر سیستم به عنوان یک کل در نهایت به آن ها اجازه می دهد که به شیوه هوشمند و هماهنگ رفتار کنند (Chourabi et al,2013) به عبارتی همچنان که شهر یک سیستم پیچیده متشکل از روابط متقابل متنوع و غیر قابل پیش بینی بین زیر سیستم های آن است. هدف مدل شهرهای هوشمند یافتن راهکارهای مناسب برای مدیریت این پیچیدگی به ویژه از طریق حل پیامدهای منفی شهر نشینی جهانی و کیفیت بالاتر زندگی برای جمعیت شهری است (Nam,pardo,2011b) هدف نهایی شهر هوشمند ارائه خدمات هوشمند در کلیه قابلیت های حیاتی شهر است. شهر هوشمند یک موضوع صرفاً فنی و اقتصادی نیست، بلکه یک سیستم اجتماعی است که در آن سهامداران مستقل متعددی برای رسیدن به اهدافشان رقابت می کنند. (Chourabi et al,2013) در این رابطه دیدگاه های متفاوتی در ادبیات وجود دارد. برخی نویسندگان بر تولید نتایج بهتر سیاست ها به لحاظ ثروت، سلامت و پایداری تمرکز کرده اند. دیگران بر تقویت مشارکت شهروندان و اشکال باز همکاری تمرکز کرده اند. دیدگاه اول بر محتوی اقدامات دولت تمرکز می کند. در حالیکه دیدگاه دوم بر فرایندهای حکمروایی تأکید می کند. عمومی ترین توصیف از اهداف شهرهای هوشمند در کارهون لی و همکاران(2013) یافت می شود. آن ها تأکید می کنند که دولت ها باید نقشه راه فناوری را برای پشتیبانی از تحقیق و توسعه ( فناوری های آینده و خدمات بخش عمومی که می تواند کیفیت زندگی شهروندان را بهبود بخشد، طراحی کنند (Meijer,2013) ولفرام معتقد است شهر هوشمند در پاسخ به نیاز برای کمک به جوامع در سراسر جهان به منظور درک بهتر نقش فناوری، توسعه اقتصادی و اهمیت خلاقیت و نوآوری برای بقا در اقتصاد جهانی جدید شکل گرفته است. شهرهای مختلف دنیا برای حرکت و جهت گیری به سمت هوشمندی در پاسخ به چالش هایی که با آن مواجه اند، اهداف عدیده ای را هرکدام دنبال کرده اند. در این میان چالش اصلی تجزیه و تحلیل شرایطی است که باعث تبدیل شدن یک شهر به هوشمند می شود. براساس یافته های پارلمان اروپا (2013) الگوهای مختلف از روابط و نقش های بازیگران، ابزارهای سیاسی و روش های اجرایی توسط شهرهای هوشمند اروپا مورد استفاده قرار گرفته است. راه حل های شهر هوشمند به سادگی نمی تواند کپی شود و نیازمند این است که ارزش های آنها برای زمینه های مختلف مورد ارزیابی قرار گیرد (Meijer,2015) در این میان دیدگاه ها ویافته های کراگلیو و دل بو حائز اهمیت است: 1-سیاست های شهر هوشمند به احتمال زیاد می بایست در شهرهایی که هم اکنون دارای قابلیت ها و پتانسیل های لازم هستند، طراحی و اجرا شو. 2- سیاست های شهر هوشمند در مناطق ثروتمندتر و متراکم تر می بایست اجرا شود3- مدل شهر هوشمند به عنوان یک مدل توسعه شهری می تواند توسط شهرهای مختلف در نقاط متفاوت، به موازات هم مدنظر قرار گیرد. رودریگز و میجر استدلال می کنند که داشتن چشم انداز به تنهایی کافی نیست و اقدامات در زمینه قانون گذاری، سیاست و تحول سازمانی مورد نیاز است. به علاوه آنها بر ایجاد یک ظرفیت نوآوری برای شهر تاکید می کنند. وان وارت، مولدر و دبانت شهر هلندی روتردام را مورد بررسی قرار می دهند و برتعامل مطلوب بین رویکردهای بالا به پایین و پایین به بالا تاکید می کنند. آن ها نتیجه گیری می کنند که یک دیدگاه چند سطحی برای درک پویایی شهرهای هوشمند حیاتی است (Meijer,et al,2015) نم و پاردو معتقدند نوآوری شهر هوشمند مستلزم سطوح پیشرفته به اشتراک گذاری و یکپارچگی اطلاعات و دانش است. شهر هوشمند در درجه اول درباره فناوری نیست، بلکه درباره بهبود تحول خدمات است. ایجاد قابلیت همکاری برای نوآوری فناوری در زمینه شهر هوشمند اساسی است (Nam,pardo,2011b) ایگر ادعا می کنند که هیچ الگوی واحدی برای همه رویکردها برای نوآوری وجود ندارد. بنابراین دولت های شهری ضروری است که مجموعه ای از استراتژی های مشخص که متناسب با بستر محیطی آنهاست، ایجاد کنند (Eger,2009). دیوید وهمکاران (2015) معتقدند ابزارهای مبتنی بر فناوری توسعه یافته می تواند سرمایه فکری واجتماعی را افزایش دهد، امکان تعامل عمیق را اجازه دهد و ارتباطات دوطرفه را تقویت کند (David,2015) ریچارد فلوریدا (2002) بر رقابت شهرها تاکید می کند ولاندری (2006) معتقد است سیاست مداران محلی ومدیران شهری نباید برای بهترین شهر بودن در حهان تلاش کنند. ساختن شهرهای هوشمندتر کسی نمی تواند با آن مخالفت کند؛ اگر این منجر به راه حل های موثرتر برای طیف وسیعی از مشکلات اجتماعی شود (Meijer,et al,2015) به طور کلی براساس مطالعه عمیق وژرف ادبیات پنج جریان اصلی که شهرها را به سمت رهیافتهای هوشمند سوق می دهد بدین شرح میباشد: 1-شهرنشینی شتابان؛ 2- اثرات شهرها بر محیط زیست(نگرانیهای زیست محیطی) 3-بحرانهای اقتصادی (انگیزه اقتصادی) 4-تغییرات جمعیت شناختی و 5-سایر عوامل پیشرفتهای فناوری اطلاعات و ارتباطات، مهاجرت مغزها، بوروکراسی، مسائل حمل ونقل، آب، انرژی و…).

درباره‌ی سعید جوی زاده

دکتر سعید جوی زاده مدیر موسسه علمی تحقیقاتی چشم انداز هزاره سوم ملل و عاشق مجموعه علوم جغرافیایی است. وی معتقد است که دشمنان اصلی بشریت ترس، شک و بی هدفی هستند. کارشناسی جغرافیای طبیعی را در سال 1381 از دانشگاه یزد، کارشناسی ارشد جغرافیای طبیعی گرایش اقلیم شناسی محیطی را از دانشگاه خوارزمی در سال 1384 و مدرک دکتری خود را در سال 1398 در رشته اقلیم شناسی از دانشگاه خوارزمی اخذ کرده است. عنوان رساله ایشان "تحلیل فضایی خشکسالی در ایران" است. او متخصص سیستم های اطلاعات جغرافیایی(GIS) و سنجش از دور(RS) وآمار فضایی است. از سال 1381 مشغول تدریس در دانشگاه ها و مراکز دولتی و خصوصی است. وی همه ساله کارگاه های تخصصی را برای علاقه مندان به GIS و RS برگزار می کند. کتاب هایی مفید و کاربردی را در زمینه سیستم های اطلاعات جغرافیایی و سنجش از دور و آمار فضایی را به رشته تحریر درآورده است. هم اکنون نیز بروی سیستم های پهباد و برنامه نویسی پیشرفته در سیستم های اطلاعات جغرافیایی و سنجش از دور مشغول به فعالیت است. علاوه بر این سعید جوی زاده علاقه مند به مطالعات خشکسالی و بلایای طبیعی است و در زمینه خشکسالی نیز کتاب های متعددی را به رشته تحریر درآورده است. از آرزوهای دکتر جوی زاده همه گیر شدن سیستم های اطلاعات جغرافیایی و سنجش از دور و آمار فضایی در بین مردم و نهاد هادی تصمیم گیری است.

همچنین ببینید

آموزش کاربردی و گام به گام گوگل ارث(Google earth)-سی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *