آموزش نرم افزار ENVI

کاربردهای مبتنی بر GIS در حکمرانی آب:سیستم‌های اطلاعات جغرافیایی (GIS) برنامه‌های رایانه‌ای هستند که می‌توانند مقادیر زیادی از داده‌های هر دو سیستم فیزیکی و اجتماعی را در یک نمای کلی جامع که به صورت دیجیتالی نشان داده شده است، گرد هم بیاورند. GIS به سرعت در دستور کار سیاست هلند قرار گرفت. در این مقاله ما تجزیه و تحلیل می کنیم که چگونه فرآیند معرفی سریع ابزارهای مبتنی بر GIS در مدیریت آب و به طور خاص در مدیریت سیل رودخانه ها را می توان توضیح داد. با استفاده از طیف وسیعی از مدل‌های کلاسیک در تنظیم دستور کار، ما سهم مهم GIS را در موضوع آب و سیل در برنامه‌ریزی فضایی و توسعه سیاست‌گذاری فعلی در هلند نشان می‌دهیم.

مقدمه 

در بسیاری از حوزه‌های سیاست، سیستم‌های اطلاعات جغرافیایی (GIS)، فناوری اطلاعات و ارتباطات که امکان تجسم موجودیت‌های فضایی (فیزیکی و اجتماعی) را در یک نقشه جغرافیایی فراهم می‌کند، به سرعت معرفی می‌شوند. سرعت بالای این معرفی‌ها در مقایسه با سایر نوآوری‌های سیاستی را می‌توان با عوامل مختلفی توضیح داد. دانستن این عوامل می تواند به سیاست گذاران در فرآیندهای اجرای سیاست های آتی کمک کند. در ادامه این عوامل را جستجو خواهیم کرد.

موارد ما از حوزه مدیریت آب انتخاب شده است، حوزه ای که اخیراً تغییر اساسی در رویکرد داشته است. پس از دوره‌ای که در آن بخش‌های مختلف مرتبط با عملکرد سیستم آب، همگی حوزه سیاست جداگانه خود را داشتند، یکپارچگی به اصل اصلی تبدیل شد (Saeijs 1991 ). در جدیدترین رویکرد “اکولوژیک” یا “مدیریت زیست محیطی تطبیقی”، دولت ها همراه با ذینفعان در نظر دارند تا خواسته های اجتماعی را با فرآیندهای اکوسیستم تطبیق دهند (هولینگ 1973 ؛ آلن و همکاران 1992 ؛ اولسون و همکاران 2004 ؛ هوپر 2005 ). این مفهوم را می توان به عنوان مدیریت «تعاملی» آب توصیف کرد (Van Ast 1999). این مبتنی بر آگاهی است که انسان ها در یک رابطه متقابل با سیستم های اطراف هستند که در نتیجه دو رابطه متقابل متفاوت ایجاد می شود: بین مدیر آب و بازیگران جامعه (عموم مردم و ذینفعان مختلف) و بین مدیر آب و عوامل کل اجزای روانی، شیمیایی و بیولوژیکی مرتبط با سیستم آب. در پایان دهه اول قرن بیست و یکم، ون در بروژ ( 2009 ) به این نتیجه رسید که هلند در میانه گذار به سمت مدیریت یکپارچه و تعاملی آب قرار دارد.

با دانستن این موضوع، برای مدیران آب بسیار مهم است که اطلاعات صحیحی در مورد تحولات در دو سیستم پیچیده ای که باید با آنها سر و کار داشته باشند: سیستم فیزیکی و اجتماعی. از آنجایی که این سیستم ها به شدت مرتبط هستند، اوستروم ( 2007 ) اصطلاح سیستم های اجتماعی-اکولوژیکی (SES) را ترجیح می دهد. کیفیت اطلاعات برای حاکمیت آب را می توان با ترکیب نتایج پایش هر دو SES به طور قابل توجهی بهبود بخشید (هوپر 2005 ).). انقلاب دیجیتال با ادغام داده‌های دو سیستم در یک نمای کلی دیجیتال، این امر را واقع‌بینانه می‌سازد. دستگاه‌های جدید به ترکیبی از نتایج نظارتی مختلف، هم در مورد سیستم اکولوژیکی و هم در سیستم اجتماعی اجازه می‌دهند تا در یک نقشه جغرافیایی ترسیم شوند. سال‌ها، مدیریت آب از شکاف بین دو دنیای اطلاعات رنج می‌برد: یکی سیستم اجتماعی و دیگری سیستم آب. با سیستم های اطلاعات جغرافیایی (GIS) می توان این شکاف را برطرف کرد. مزایای ارتباطی GIS از نظر تجسم وضعیت فعلی و پیش‌بینی‌شده SES بر روی یک صفحه کامپیوتر مشترک آشکار به نظر می‌رسد. اما آیا این می تواند معرفی سریع GIS به دستور کار مدیریت آب را توضیح دهد؟ در این مقاله به بررسی معرفی GIS در مدیریت آب و سیل می پردازیم. تحت نام های HIS وFLIWAS دو برنامه GIS به سرعت در هلند معرفی شد. با استفاده از تئوری های تعیین دستور کار، به برخی توضیحات دست یافتیم.

سیستم های اطلاعات جغرافیایی و طراحی خط مشی

سیستم‌های اطلاعات جغرافیایی (GIS) نوعی فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) هستند زیرا می‌توانند مقادیر زیادی از داده‌های مکانی را سفارش داده، مدیریت و ادغام کنند و می‌توانند این داده‌ها را تجزیه و تحلیل کرده و در نقشه ارائه کنند (Meijer 2002 ). GIS ویژگی هایی دارد که سایر ICT ها فاقد آن هستند. GIS امکان تجسم توزیع فضایی موجودات اجتماعی و ویژگی های آنها و ترکیب آنها با گستره جغرافیایی سایر موجودات اجتماعی و ویژگی های آنها را فراهم می کند. علاوه بر این، GIS امکان تجسم پویایی این موجودات، ایجاد همبستگی بین آنها و پیگیری انباشت در شرایط فضایی مشکلات یا فرصت های اجتماعی را ممکن می سازد (Snellen 2000 ). همچنین GIS می تواند به اندازه کافی از طراحی خط مشی پشتیبانی کند (Bekkers and Zuurmond 2005; Bekkers و Moody 2006 ).

چندین ویژگی به GIS نسبت داده می شود که ممکن است بر طراحی خط مشی تأثیر بگذارد (Meijer 2002 ؛ Lips et al. 2000 ؛ Bekkers and Zuurmond 2005 ):

  1. 1.مشاهده مجموعه داده های پیچیده در یک نقشه یا فیلم ساده احتمالاً مهمترین ویژگی برنامه های کاربردی مبتنی بر GIS است. به این ترتیب افراد غیرمتخصص می توانند دانش تخصصی را درک کنند و می توانند اطلاعاتی را که برای تصمیم گیری مهم هستند ارزیابی کنند. می توان جایگزین های مختلف سیاست را از نزدیک ارزیابی کرد و هزینه ها و منافع را با دقت بیشتری پیش بینی کرد.
  2. 2.رویه های کاری را می توان استاندارد کرد و از این طریق پیوند مجموعه داده های مختلف امکان پذیر می شود. با این عملکرد کنترل و نظم، اطلاعاتی که قبلاً در دسترس نبودند، اکنون می توانند تولید شوند. استانداردسازی رویه‌های کاری نیز این رویه‌ها را در داخل و بین سازمان‌های مختلف قابل کنترل‌تر و شفاف‌تر می‌کند. GIS می تواند فرآیندهای کاری را ساختار دهد و داده ها را می توان در جریان این فرآیندها جمع آوری کرد. فرآیند کار به خودی خود شفاف تر می شود که امکان تطبیق این فرآیندها را باز می کند.
  3. 3.GIS می تواند به زوایای مختلف یک مشکل خط مشی نزدیک شود و از این طریق دسترسی و شفافیت را افزایش دهد. از آنجایی که GIS می تواند مقادیر زیادی از داده ها را محاسبه کند و می تواند مسائل را در یک موضوع جامع تجسم کند، مجموعه ای از مشکلات در سطح خرد می توانند در سطح کلان واضح تر شوند.
  4. 4.GIS را می توان در اینترنت رایج منتشر کرد. به این ترتیب پیشنهادات سیاست برای همه علاقمندان قابل مشاهده می شود. ارائه پیشنهادات و تصمیمات برای بسیاری شفاف می شود. دولت الکترونیک همچنین می‌تواند از طریق افزایش شفافیت در روشی که GIS می‌تواند داده‌های پیچیده را به روشی بسیار ساده تجسم کند – که قبلاً ذکر شد – سود ببرد.
  5. 5.ارتباط نتایج پایش را می توان به طور قابل ملاحظه ای با GIS بهبود بخشید.

کاربردهای GIS به طور فزاینده ای در حوزه های مختلف سیاست معرفی می شوند. برنامه ریزی فضایی با انواع اطلاعات غنی شده است که با استفاده از GIS برای گروه بزرگی از فعالان علاقه مند قابل درک می شود. مدیریت آب نیز با توجه به بعد فضایی آن روز به روز از کاربردهای مبتنی بر GIS استفاده می کند. تا آنجا که به مدیریت سیل مربوط می شود، GIS وظیفه مهم محاسبه سطح آب پیش بینی شده و خسارات مورد انتظار را که نتیجه سیل مورد انتظار است، دارد. این نقش در تجسم ریسک در برنامه ریزی شهری و مدیریت ایمنی حائز اهمیت است و همچنین برای حوزه سیاست طبیعت و کشاورزی ارزش خود را دارد. در کنار این ویژگی‌های تقویت‌کننده، باید توجه داشت که GIS برخی از ویژگی‌هایی را نیز در نظر می‌گیرد که احتمالاً می‌تواند نقش سازنده آنها را در سیاست‌گذاری محدود کند. به اشتراک گذاری اطلاعات می تواند اطمینان حاصل کند که شفافیت افزایش یافته و سازمان ها می توانند با یکدیگر همکاری کنند. با این حال، این اشتراک‌گذاری می‌تواند از نظر استقلال، حریم خصوصی و خطر شفاف‌سازی مسائلی که سازمان‌ها نمی‌خواهند در فضای باز مطرح شود نیز ایجاد کند. این شرایطی را ایجاد می کند که در آن سازمان ها تمایلی به اشتراک گذاری اطلاعات خود ندارند. علاوه بر این، همه سازمان های درگیر و همچنین شهروندان به اطلاعات تولید شده اعتماد ندارند. در برخی موارد، آنها بر این باورند که اطلاعات مغرضانه است و تجسم ها منجر به نتایجی می شود که ممکن است عینی نباشند، و فقط بخشی از دستور کار سیاسی یک سازمان باشند. این عدم اعتماد می تواند به طور قابل توجهی روند تنظیم دستور کار را مختل کند (Moody حفظ حریم خصوصی و خطر شفاف سازی مسائلی که سازمان ها نمی خواهند در فضای باز مطرح شود. این شرایطی را ایجاد می کند که در آن سازمان ها تمایلی به اشتراک گذاری اطلاعات خود ندارند. علاوه بر این، همه سازمان های درگیر و همچنین شهروندان به اطلاعات تولید شده اعتماد ندارند. در برخی موارد، آنها بر این باورند که اطلاعات مغرضانه است و تجسم ها منجر به نتایجی می شود که ممکن است عینی نباشند، و فقط بخشی از دستور کار سیاسی یک سازمان باشند. این عدم اعتماد می تواند به طور قابل توجهی روند تنظیم دستور کار را مختل کند (Moody حفظ حریم خصوصی و خطر شفاف سازی مسائلی که سازمان ها نمی خواهند در فضای باز مطرح شود. این شرایطی را ایجاد می کند که در آن سازمان ها تمایلی به اشتراک گذاری اطلاعات خود ندارند. علاوه بر این، همه سازمان های درگیر و همچنین شهروندان به اطلاعات تولید شده اعتماد ندارند. در برخی موارد، آنها بر این باورند که اطلاعات مغرضانه است و تجسم ها منجر به نتایجی می شود که ممکن است عینی نباشند، و فقط بخشی از دستور کار سیاسی یک سازمان باشند. این عدم اعتماد می تواند به طور قابل توجهی روند تنظیم دستور کار را مختل کند (Moody در برخی موارد، آنها بر این باورند که اطلاعات مغرضانه است و تجسم ها منجر به نتایجی می شود که ممکن است عینی نباشند، و فقط بخشی از دستور کار سیاسی یک سازمان باشند. این عدم اعتماد می تواند به طور قابل توجهی روند تنظیم دستور کار را مختل کند (Moody در برخی موارد، آنها بر این باورند که اطلاعات مغرضانه است و تجسم ها منجر به نتایجی می شود که ممکن است عینی نباشند، و فقط بخشی از دستور کار سیاسی یک سازمان باشند. این عدم اعتماد می تواند به طور قابل توجهی روند تنظیم دستور کار را مختل کند (Moody2010 ).

تنظیم دستور کار

به منظور توضیح معرفی سریع کاربردهای GIS در دستور کار مدیریت آب، طیف وسیعی از نظریه ها و مفاهیم را از حوزه مدیریت دولتی به کار بردیم. ما چهار مدل کلاسیک تنظیم دستور کار را انتخاب کرده ایم که ارتباط تجربی آنها در زمینه GIS آزمایش و اثبات شده است (Carver et al. 2000 ; De V. Borges and Sahay 2000 ; Lips et al. 2000 ; Meijer 2002 ; Moukomia. 2004 ؛ اورچوک و همکاران 2004 ؛ ترنر و هیگز 2003). این مدل‌ها در کنار هم، روشن می‌کنند که چرا برخی مسائل سیاستی ناگهان در مرکز توجه قرار می‌گیرند و حتی موضوع اقدامات دولتی می‌شوند. مدل‌های مختلف تنظیم دستور کار توسعه یافته و در تنظیمات مختلف اعمال می‌شوند. نمونه شناخته شده تعیین خط مشی، مدل مانع است (باکراخ و باراتز 1970 ) که ادعا می کند یک موضوع باید قبل از تبدیل شدن به یک نقطه دستور کار سیاست، بر تعدادی از موانع (فرهنگی، نهادی و غیره) غلبه کند. ثانیاً از مدل کاب و الدر ( 1972 ) استفاده می‌شود که معتقد است یک موضوع تنها در صورتی می‌تواند به وضعیت دستور کار برسد که به یک جامعه بزرگتر گسترش یابد. ثالثاً مدل جریان وجود دارد (Kingdon 1984) ادعا می کند که رسیدن به وضعیت دستور کار منوط به گرد هم آمدن «جریان های» مشکل، سیاست و سیاست است. در نهایت از چارچوب ائتلاف دفاعی (Sabatier 1993 ) برای توضیح استفاده می شود، که فرض می کند وضعیت دستور کار محصول تعامل بین ائتلاف های مختلف است. ویژگی های اساسی این مدل ها در زیر فهرست شده است (جدول  1 ).

جدول 1 ویژگی های مدل های دستور کار
جدول اندازه کامل

چهار نوع مدل مفاهیمی را ارائه می دهند که در توضیح رابطه بین GIS و تنظیم دستور کار اجتماعی ارزشمند هستند. در شکل  1 ما بینش های این مدل ها را گرفته و آنها را در یک مدل از تنظیم دستور کار ادغام کرده ایم (Moody 2010 ). در این مدل یکپارچه، تنظیم دستور کار در یک زیر سیستم خط مشی صورت می گیرد: فضای اجتماعی که در آن افراد در رابطه با موضوع در خطر تعامل دارند (Sabatier 1993 ). همه بازیگران در زیرسیستم خط مشی چارچوب تکنولوژیکی خود را دارند (بیکر 1995 ؛ اورلیکوفسکی 1992 ؛ اورلیکوفسکی و گاش 1994). چارچوب فناورانه طرح تفسیری یک بازیگر است که به واقعیت اجتماعی او معنا می بخشد (برگر و لاکمن 1967 ؛ سرل 1995 ؛ ویک 2001 ). چارچوب فناورانه مفروضات، انتظارات و دانش در مورد هدف، زمینه، اهمیت و نقش فناوری توسط گروه خاصی از بازیگران را در خود جای داده است. این فناوری را شکل می دهد (Bijker 1995 ؛ Orlikowski and Gash 1994). بازیگران یا گروه‌هایی از بازیگران که در زیر سیستم سیاست‌گذاری شرکت می‌کنند، همگی موضوع خود را دارند و مایلند این موضوع را در دستور کار قرار دهند. در زیر سیستم سیاست، این گروه‌ها ممکن است با یکدیگر در تضاد قرار گیرند و سعی کنند ارزش‌های خود را به جلو ببرند تا وضعیت دستور کار موضوعی را که قدردانی می‌کنند بیابند (Bachrach and Baratz 1970 ; Kingdon 1984 ).). این جایی است که قدرت به میان می آید. گروهی که قدرت زیادی دارند به احتمال زیاد مقدار زیادی از ارزش های او را به موضوع تبدیل می کنند و به وضعیت دستور کار می رسند. ائتلافی که قدرت کمتری داشته باشد، اعتقادات او را در این موضوع کمتر خواهد دید. در زیرسیستم خط مشی گروه هایی وجود دارند که سعی می کنند مانع از رسیدن برخی موضوعات و گزینه های جایگزین به وضعیت دستور کار شوند. بسته به میزان نسبی قدرت خود، آنها در تحقق درجه خاصی از ارزش های خود موفق یا شکست خواهند خورد (باکراخ و باراتز 1970 ؛ کاب و الدر 1972 ).). برای رسیدن به یک هدف، بازیگران عرصه عمل باید با همه گروه‌های درگیر و یا در صورت داشتن قدرت ائتلافی کافی با بخشی از این گروه‌ها به اجماع برسند. هر چه میزان قدرت یک بازیگر بیشتر باشد، احتمال دارد موضوع او در شماره نهایی سریعتر دیده شود تا به وضعیت دستور کار برسد.

عکس. 1
شکل 1

مدل دستور کار

تصویر در اندازه کامل

سه عنصری که نقش مهمی در روند تبدیل یک موضوع به وضعیت دستور کار دارند، نیاز به توجه دارند: اول نهادهای رسمی، دوم ماهیت موضوع در مقابل محتوا و در نهایت پنجره سیاست. هر سه عنصر تأثیر عمده ای بر سرعت معرفی یک موضوع سیاست دارند. در ادامه به تشریح این سه شرط می پردازیم. ابتدا نهادهای رسمی، آنها در میان سایر قوانین و قوانین رسمی تشکیل می شوند که سیستم حقوقی را به حساب می آورند (باچراخ و باراتز 1970 ).). آنها به سیستم فرعی سیاست مرتبط هستند. اقدامات انجام شده در زیرسیستم خط مشی به منظور تلاش برای رسیدن موضوع به دستور کار، نیاز به تناسب با نظام حقوقی فعلی دارد. بنابراین نهادهای رسمی محدوده اقدامات ممکن را در زیر سیستم سیاست تعیین می کنند. مؤسسات رسمی و رویه‌های آنها می‌توانند اطمینان حاصل کنند که یک موضوع قابل رسیدگی نیست یا می‌توانند فرصتی را ایجاد کنند، زمانی که رویه‌هایی برای کمک به عبور از یک موضوع ایجاد می‌شوند (Bachrach and Baratz 1970 ).

شرط دوم به ماهیت موضوع بستگی دارد (Cobb and Elder 1972 ). این امر تعیین می کند که آیا گسترش آن به عموم مردم بزرگتر امکان پذیر است و تا چه حد. یک موضوع پیچیده نسبت به یک موضوع نسبتاً ساده کمتر به عموم مردم گسترش می یابد. وقتی ماهیت موضوع مانع گسترش موضوع شود، ائتلاف مدافعی که این موضوع را به جلو می برد، قدرت خود را از دست می دهد، در حالی که قادر به بسیج افراد کافی برای هدف نیست. بنابراین ماهیت موضوع بر تعاملات ممکن در زیرسیستم سیاست و همچنین میزان نسبی قدرت ائتلاف ها تأثیر می گذارد (Cobb and Elder 1972 ).

سومین شرط مهم برای در دستور کار قرار گرفتن یک موضوع سیاست گذاری مربوط به زمان بندی است. باز کردن یک پنجره سیاست را می توان به عنوان یک شرط ضروری برای وضعیت دستور کار در نظر گرفت (Kingdon 1984 ). پنجره سیاست فرصتی برای پیشبرد یک موضوع است. وقتی پنجره سیاست در زمانی که بازیگران مایلند موضوع را به جلو ببرند باز نباشد، موضوع شانس کمتری برای به دست آوردن وضعیت دستور کار دارد. باز شدن یک پنجره سیاست بر دامنه تعاملات ممکن در زیرسیستم خط مشی تأثیر می گذارد. ائتلاف هایی که هدفشان رسیدن به وضعیت دستور کار است، فضای بیشتری برای مذاکره دارند که پنجره سیاست باز باشد، علاوه بر این، قدرت نسبی آنها را افزایش می دهد (Cobb and Elder 1972 ; Kingdon 1984 ).

برای رسیدن به وضعیت دستور کار، تعامل بین فناوری، ساختار و زیرسیستم خط مشی توسعه خاصی را به دست می آورد که عموماً از چهار کانال حرکت می کند. ابتدا تأثیر ساختار بر زیرسیستم خط مشی. همانطور که در بالا توضیح داده شد، این محدوده تعامل ممکن را تعیین می کند. به این ترتیب زیر سیستم خط مشی تحت تأثیر ساختار قرار می گیرد. ثانیاً سیستم فرعی سیاست بر فناوری تأثیر می گذارد. از طریق شکل دادن به فناوری، محصول عمل انسان می شود. بازیگران به فناوری معنا می بخشند و در نتیجه آن مصنوع هستند. علاوه بر این، انسان‌ها فناوری را با استفاده از معنایی که در فرآیند شکل‌دهی به آن داده‌اند، تشکیل می‌دهند (Bijker 1995 ؛ Orlikowski 1992 ).). ثالثاً فناوری به دلیل چارچوب فناورانه بر زیرسیستم خط مشی تأثیر می گذارد. اگرچه بازیگران فناوری را شکل داده اند و آن را به آنچه هست تبدیل کرده اند، اما فناوری به معنایی که به آن داده شده است، کنش انسان را در زیرسیستم خط مشی تسهیل و محدود می کند (Orlikowski 1992 ). در کانال نهایی، فناوری بر ساختار (گیدنز 1984 ) از طریق اقدامات در زیرسیستم خط مشی تأثیر می گذارد. پس از اینکه بازیگران در زیرسیستم خط مشی فناوری را شکل دادند و بسته شدن به معنای فناوری رخ داد، یک ادراک غالب از فناوری ایجاد می شود که همه گروه ها می توانند با آن شناسایی شوند (گیدنز 1984 ).). فناوری ایجاد شده بر ساختار تأثیر می گذارد، به عنوان مثال زمانی که قوانین جدیدی در فرهنگ ایجاد می شود. بنابراین ساختار نتیجه اقدامات قبلی است (Orlikowski 1992 ).

در ادامه این مفاهیم و شرایط را برای معرفی دو نوع GIS ذکر شده در مدیریت آب هلند اعمال می کنیم تا معرفی سریع آن را توضیح دهیم.

GIS: دو مثال در مدیریت آب هلند

هنگامی که ما به طور خاص تأثیر GIS را برای مدیریت آب و مدیریت سیل در نظر می گیریم، می توانیم بین دو نوع تأثیر اصلی تمایز قائل شویم: در مورد سیستم فیزیکی و در مورد سیستم اجتماعی. اطلاعات مربوط به سیستم فیزیکی به گونه ای تولید می شود که مدیران آب با پیشینه های مختلف بتوانند داده های مختلف را در یک مدل ساده شده درک کنند. تا آنجا که به سیستم دوم یعنی جامعه مربوط می شود، تعامل با بسیاری از ذینفعان و عموم مردم نیز به خوبی افزایش یافته است. GIS امکان افشای تخصص های پیچیده را برای گروه های بزرگی از افراد علاقه مند فراهم می کند. ارتباط آسان‌تر می‌شود و پیش‌بینی در نقاشی‌ها و فیلم‌های ساده در مورد سطوح پیش‌بینی‌شده سیل به عنوان یک مزیت بزرگ در نظر گرفته می‌شود.

در سال‌های 1993 و 1995، خطر بالای سیل در یک قلمرو نسبتاً بزرگ هلند، تقریباً بحرانی بود که دولت را وادار کرد تا اطلاعات مناسب در مورد خطرات سیل را فوراً در دسترس قرار دهد. این حوادث در زمان افزایش آگاهی نسبت به موضوع تغییرات آب و هوا اتفاق افتاد و ارتباط بین سیل و اثر گلخانه ای به راحتی ایجاد شد. اما اطلاعات عملی مناسب وجود نداشت و برنامه ای برای طراحی اپلیکیشنی با نام HIS (Hoogwater Informatie System; High Water Information System) طراحی شد. بعداً طرحی برای ترکیب HIS به همراه چندین برنامه دیگر در یک سیستم مدیریت آب به نام FLIWAS ساخته شد.(سیستم اطلاعات و هشدار سیل). هدف آن این بود که اطمینان حاصل شود که همه اطلاعات به اشتراک گذاشته شده و ترکیب شده است، یک ارتباط روان امکان پذیر است و پیامدهای آن در چندین زمینه مشخص است. هر دو HIS و FLIWAS تا حد زیادی بر اساس سیستم های اطلاعات جغرافیایی (GIS) هستند.

انتخاب گنجاندن این دو مورد بسیار مرتبط در این تحقیق در وهله اول بر اساس شباهت آنهاست. آنها هر دو با همان برنامه GIS مورد استفاده برای تجسم و ارتباطات سروکار دارند. ثانیاً برنامه ها جدید هستند و همه متغیرهای مهم برای بخش مدیریت آب را ادغام می کنند. علاوه بر این، از آنجایی که برنامه ها تعدادی از برنامه های کاربردی مختلف را ادغام می کنند، تأثیر GIS در چندین زمینه قابل بررسی است. این باعث می شود که تجزیه و تحلیل اجرای آنها در سیاست آب نسبت به زمانی که برنامه ها فقط یک یا دو عملکرد را داشته باشند، کامل تر کند. در هر دو مطالعه موردی، روش تحقیق انتخاب شده از نظر ماهیت کیفی بود. اسناد مشاهده شد و 49 مصاحبه با سیاستگذاران، متخصصان مدیریت آب، مدیران دولتی و کارشناسان کامپیوتر انجام شد. دو برنامه GISHIS و FLIWAS در زیر مشخص می شوند. ابتدا ویژگی های هر دو برنامه به تفصیل توضیح داده می شود، سپس روند اجرا و در نهایت نتیجه فرآیند اجرا بیان می شود.

هدف نهایی برنامه HIS آماده شدن برای فاجعه است. در وهله اول، برنامه قادر است سطوح آب نظارت شده را برای مقامات آب تجسم کند. هنگامی که سطح آب بالا است، یک علامت هشدار ظاهر می شود. HIS این را در یک دفترچه ثبت می‌کند و می‌تواند این داده‌ها را به سازمان‌های مربوطه منتقل کند. ثانیا، HIS قادر به پیش بینی سناریوهای سیل است. آنها را روی یک نقشه تعاملی نشان خواهد داد. هنگامی که یک دایک رخ می دهد، پیش بینی می کند که چه زمانی مناطق خاصی دچار سیل می شوند، آب چقدر بالا خواهد بود و فشار روی دیگر دایک ها به منظور پیش بینی اینکه آیا آنها نیز شکسته خواهند شد یا خیر. سوم اوقادر است بر اساس پیش‌بینی‌های سناریوهای سیل، خسارت را از نظر خسارات اقتصادی و زیست‌محیطی و همچنین قربانیان و تخلیه‌ها محاسبه کند.

به غیر از HIS ، برخی از کاربردهای دیگر در مدیریت آب هلند مورد استفاده بوده یا هستند. مثال اصلی Infraweb است ، اپلیکیشنی که برای ثبت بلایا و اطلاع رسانی به عوامل مربوطه استفاده می شود. این نرم افزار GIS مورد استفاده برای ارتباطات را در خود جای داده و مسائل را در یک نقشه جامع قابل مشاهده می کند. یکی دیگر از کاربردهایی که به طور گسترده در هلند استفاده می شود GDH (Geautomatiseerd Draaiboek Hoogwater؛ Automized Script High water) است. این برنامه ای است که توسط متخصصان مدیریت آب با هدف ارائه یک اسکریپت، لیست کارهایی که در صورت وقوع سیل استفاده می شود، استفاده می کنند. برنامه قادر به ارائه سطح آب نظارت شده است و قادر به ثبت این و اقداماتی است که باید انجام شود. در نهایت از اپلیکیشنی به نام VIKING استفاده می شود.این برنامه توسط دولت هلند با همکاری دولت آلمان برای مسائل عبور از مرز سیل استفاده می شود. برنامه VIKING از HIS برای پیش‌بینی سیل استفاده می‌کند، اما قادر به پردازش سطح آب نظارت‌شده نیست و شامل محاسبه‌گر خسارت نمی‌شود. علاوه بر این، یک برنامه ارتباطی نیز دارد.

استفاده از بسیاری از سیستم های مختلف منجر به طرحی برای ترکیب همه در یک برنامه یکپارچه شده است: FLIWAS(سیستم اطلاعات و هشدار سیل). این بسیار راحت‌تر است، زیرا همه با یک برنامه کار می‌کنند. هدف توسعه کاربرد مدیریت سیل در سطح فراملی خواهد بود. این به افزایش دانش در مورد خطرات سیل کمک می کند و به مردم هشدار می دهد. همچنین باید از همکاری بین بخش مدیریت آب و بخش مدیریت بلایا حمایت کند. این برنامه تمام ویژگی های برنامه های ذکر شده را در خود جای داده و داده های جغرافیایی را از طریق ماهواره دریافت می کند. این برنامه باید تا حدی برای عموم در دسترس باشد تا آگاهی از خطر سیل افزایش یابد. عملکرد انتشار به متخصصان و عموم یک برنامه کاربردی جدید در FLIWAS است; برنامه اسکریپت از GHD قدیمی خارج می شود ، برای عملکرد نظارت از برنامه HIS استفاده می شود و InfraWeb در FLIWAS ساخته می شود تا عملکرد گزارش و پیام رسانی را در نظر بگیرد. سایر عناصر مهم مانند سناریوهای سیل، ماشین حساب تخلیه و ماشین حساب خسارت از طریق برنامه HIS در دسترس خواهند بود . برای سیستم VIKING که معمولاً حرفه ای ها از آن استفاده می کنند، HIS قبلاً اعمال شده بود. حرفه ای هایی که اکنون از VIKING استفاده می کنند به آموزش افراد حرفه ای در استفاده از FLIWAS کمک خواهند کرد .

قبل از فرآیند اجرای HIS و FLIWASقابل درک است، چندین شریک باید متمایز شوند. در سمت هلندی، گروه بزرگی از بازیگران حضور داشتند. اولاً وزارت حمل و نقل و مدیریت آب درگیر است. در مرحله دوم Rijkswaterstaat (سازمان آب مرکزی، بخش وزارت حمل و نقل و مدیریت آب)، سوم هیئت های آب (مقامات آب منطقه ای)، و چهارم هیئت های محلی استان ها (12 منطقه اداری در هلند) و شهرها درگیر شدند. . علاوه بر این، وزارت امور داخلی، مسئول ارتباطات خطرات و بلایا، همراه با وزارت حمل و نقل و مدیریت آب، گروه ویژه مدیریت سیل (TMO) را تشکیل دادند. وظیفه اصلی سازماندهی مدیریت سیل بین سازمان های مختلف بود. بر اساس تداخل آنها با مدیریت آب فرامرزی، همچنین چندین مدیر آب آلمان نیز در این امر دخیل بودند. Hochwasserschutzentrale Köln، (واحد حفاظت از سیل در کلن) و Regierungspräsidium Karlsruhe به نمایندگی از شش مقام محلی در امتداد راین، مهمترین آنها بودند.

تا کنون (2010) FLIWAS برای بزرگترین بخش اجرا شده است و HIS برای مدتی مورد استفاده قرار گرفته است. حتی اگر همه شرکا به طور کلی از برنامه هیجان زده بودند، برخی از مشکلات مهم ظاهر شدند. در جایی که هلند می‌خواهد برنامه InfraWeb خود را برای ارتباط داشته باشد، آلمان از برنامه‌ای که قبلاً در FLIWAS گنجانده شده بود، حمایت کرد. هیچ یک از دولت ها حاضر به صرف نظر از درخواست خود و سرمایه گذاری در آموزش استفاده از برنامه دیگری نشدند. این امر باعث تاخیر در اجرای FLIWAS شد.

یکی از عوارض مهم اجرای FLIWAS این است که بخش آب از نظر نهادی به شدت پراکنده است. ثابت می کند که مذاکره با یکدیگر بسیار دشوار است. همه سازمان‌های مختلف در بخش آب FLIWAS را از زاویه‌ای متفاوت می‌بینند. در طول اجرای فنی FLIWAS، به رهبری مشاور رویال هاسکونینگ، مشخص شد که ساده ترین راه استفاده از به اصطلاح طراحی برنامه سریع (RAD) است. در این، اولین پیش نویس برنامه بلافاصله در اختیار کاربران قرار می گیرد. این امکان تطبیق آن را با خواسته های آنها فراهم می کند، در حالی که در همان زمان برنامه در حال ساخت بیشتر است. به این ترتیب کاربران فرصتی برای یادگیری نحوه استفاده از برنامه دارند. در حالی که منتظر اجرای نهایی FLIWAS هستیم، اکثر کاربران از قابلیت استفاده برنامه بسیار راضی هستند.

در ارتباط با عموم مردم، از برنامه های GIS به طور کامل استفاده نمی شود. اگرچه ارتباطات در مورد داده های SES که به اطلاعات جامع ترجمه شده اند به هسته مدیریت تعاملی آب تعلق دارد (Van Ast 1999 ؛ Van der Brugge 2009 )، به ویژه در سمت وزارت امور داخلی، به نظر می رسد فرهنگ ریسک گریزی مانع است. عاملی برای باز کردن همه داده ها برای عموم

او و FLIWAS در دستور کار است

بر اساس خطوط نظری ذکر شده در بخش سه، موارد مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند. با اشاره به بخش تعیین دستور کار، می بینیم که در زیر سیستم سیاست، احزاب متعددی وجود دارند که باید متمایز شوند و در ائتلاف های مدافع قرار بگیرند. وزارت امور داخلی هلند، Rijkswaterstaat، هیئت‌های آب، TMO و آلمانی Hochwasser schutzzentrale Köln ائتلاف حمایتی را تشکیل می‌دهند که در ادامه نام متخصصان مدیریت آب را نام خواهیم برد. ثانیا استان ها، شهرهای هلند و Regierungspräsidium آلمان یک ائتلاف مدافع تشکیل می دهند که ما آن را مقامات محلی می نامیم. وزارت امور داخلی هلند، از نظر ارزش ها و اعتقادات، با بخش ارتباطات بحران خود تمایل دارد تا با متخصصان مدیریت آب مرتبط باشد. اما از آنجا که آنها به ارزش های دیگر نیز خدمت می کنند، آنها باید در یک ائتلاف مدافع جداگانه قرار گیرند. علاوه بر این، شرکت مشاوره رویال هاسکونینگ یک ائتلاف مدافع تشکیل می دهد، در حالی که توسعه دهنده فنی است.او و FLIWAS سرانجام عموم مردم ائتلافی تشکیل می دهند.

ما می‌بینیم که در زیرسیستم سیاست، ائتلاف‌های مختلف مدافع در چارچوب فن‌آوری خود عمل می‌کنند. متخصصان مدیریت آب HIS و FLIWAS را بیشتر به عنوان یک دستگاه تجسم و محاسبه می بینند، مقامات محلی به همراه مردم HIS و FLIWAS را به عنوان یک دستگاه ارتباطی می بینند. وزارت امور داخله به همراه رویال هاسکونینگ هر دو وظیفه را به رسمیت می شناسند و یکی را بر دیگری مسلط نمی دانند. علاوه بر این، متخصصان مدیریت آب قدرت زیادی دارند، به ویژه به این دلیل که اکنون با HIS و FLIWAS،آنها می توانند اطلاعاتی را که در اختیار دارند راحت تر انتقال دهند. به نظر می رسد که بیشتر تضادها در زیر سیستم سیاست بین متخصصان مدیریت آب و مقامات محلی رخ می دهد.

با نگاهی به چهار کانال ذکر شده که از طریق آنها تغییرات صورت می گیرد، ابتدا کانال حرکت از ساختار به زیر سیستم خط مشی را می توان تشخیص داد. این ساختار بیشتر متخصصان مدیریت آب را در پیشبرد ایده های خود محدود می کند. مؤسسات رسمی این کار را انجام می دهند، ماهیت موضوع این کار را انجام می دهد، هر دو اکنون با استفاده از HIS و FLIWAS کاهش یافته اند.و علاوه بر این پنجره سیاست در دسترس نبود و در نتیجه مانع از پیشبرد ایده های بخش مدیریت آب می شود. به گفته پاسخ دهندگان، اگرچه HIS قادر است هزینه های سیل را نشان دهد، اما از نظر تنظیم دستور کار همان احساس فوریتی را که یک سیل واقعی دارد، به حساب نمی آورد. این به نفع کسانی است که دوست ندارند موضوع مدیریت آب در دستور کار سیاسی قرار گیرد. اما با فوریت های مربوط به سیل سال های 93 و 95 پنجره سیاست گذاری باز شد. با تقویت موضوع تغییر آب و هوا، بخش آب توانست توجه لازم را برای جمع آوری و ارائه داده های بهبود یافته، مانند HIS و FLIWAS جلب کند .

با توجه به کانال دوم، از سیستم فرعی سیاست تا فناوری، مشاهده می‌کنیم که HIS و FLIWAS توسط چارچوب‌های تکنولوژیکی ائتلاف‌های مدافع شکل می‌گیرند. در اینجا می بینیم که HIS و FLIWAS هر دو وسیله ای برای ارتباط و تجسم هستند. ما می بینیم که به دلیل چارچوب های تکنولوژیکی HIS و FLIWAS تبدیل به یک مصنوع برای ارتباطات، محاسبه و تجسم می شوند. اما ما همچنین می بینیم که HIS و FLIWAS به عنوان یک ابزار قدرت برای بخش مدیریت آب عمل می کنند.

کانال سوم مربوط به کانالی است که از فناوری به سمت زیرسیستم سیاست حرکت می کند. به نظر می رسد، اگرچه بازیگران فناوری را شکل داده اند و آن را به آنچه هست تبدیل کرده اند، فناوری در معنای منسوب آن، کنش انسان را در زیرسیستم خط مشی تسهیل و محدود می کند. HIS و FLIWAS توسط متخصصان مدیریت آب به عنوان وسیله ای برای گسترش موضوع خود به عموم مردم تلقی می شوند. توسط بازیگران دیگر از این طریق به عنوان یک وسیله بازدارنده درک می شود. علاوه بر این، HIS و FLIWAS در زیرسیستم خط مشی قدرت دارند تا سازمان های مختلف در بخش مدیریت آب را متحد کنند و آنها را به یک ائتلاف مدافع با قدرت ترکیبی تبدیل کنند. علاوه بر این ما شاهد آن هستیم زیرا متخصصان مدیریت آب کنترل می کنندHIS و FLIWAS ، این GIS به‌عنوان تامین‌کننده نیرو برای بخش عمل می‌کنند و انحصار را از نظر در اختیار داشتن اطلاعات تقویت می‌کنند.

در نهایت کانال چهارم، حرکت از فناوری به سمت نهادهای رسمی، تحلیل می‌شود. از آنجایی که بازیگران در زیرسیستم خط مشی فناوری را شکل داده اند و معنای GIS بسته شده است، فناوری ایجاد شده شروع به تأثیرگذاری بر ساختار می کند. در اینجا می بینیم که HIS تا حد زیادی بر ساختار تأثیر می گذارد. اول از همه با متحد کردن بخش مدیریت آب که به طور فزاینده ای به عنوان یک بلوک از نهادهای رسمی تلقی می شود. علاوه بر این، محاسبات پیچیده همراه با امکان انتقال صحیح این موضوع به سیاستگذاران، باعث شد که متخصصان مدیریت آب جدی‌تر گرفته شوند و بیشتر به مذاکره دعوت شوند.

جنبه مهم دیگری که در نظر گرفتیم ماهیت موضوع بود. ما می توانیم مشاهده کنیم که با استفاده از HIS تغییر کرده است. موضوع برای مردم کمتر پیچیده شد و برای بسیاری به راحتی قابل درک بود.

جدای از این، برخی اثرات اضافی مهم نیز مشاهده شده است. در وهله اول در رابطه با نهادهای رسمی، به نظر می رسد که بازیگران مختلفی درگیر هستند. به دلیل ماهیت پراکنده بخش آب هلند، این نهادها در داخل ائتلافی تشکیل نمی دهند. ثانیاً فرهنگ ریسک گریزی شناسایی می شود که مانع از دسترسی کامل مردم در دریافت اطلاعات HIS و FLIWAS می شود.

هنگامی که به نتیجه فرآیند پیاده سازی نگاه می کنیم، می بینیم که HIS در حال حاضر هم در آلمان و هم در هلند در حال استفاده است و FLIWAS برای بیشترین بخش اجرا شده است. مشکل خودمختاری، که در آن آلمان و هلند هر دو می خواهند از سیستم خود استفاده کنند، قابل حل نیست. آلمان برنامه خود را در FLIWAS قرار می دهد و هلند همچنان از InfraWeb استفاده می کند.

از نظر ارزش افزوده GIS در HIS و FLIWAS، اکثر سازمان‌هایی که با آب سروکار دارند موافقند: با استفاده از نقشه‌ها و فیلم‌ها، برقراری ارتباط با سیاست‌گذاران آسان‌تر می‌شود. نه تنها برای جلوگیری از سیل، بلکه در هنگام وقوع سیل نیز می توان توضیح داد که در ساعات آینده چه اتفاقی می افتد. تا حدی به دلیل این عملکرد تجسم، ارتباط با سیاست گذاران، سهامداران و عموم مردم بسیار آسان تر شد. همه طرف های مصاحبه موافق هستند که HIS و FLIWAS،با استفاده از رابط GIS، مردم را قادر به آگاهی بیشتر از خطرات ناشی از سیل کنید. اگرچه این امر باعث افزایش شفافیت در مورد سناریوهای احتمالی برای جلوگیری از سیل و توضیح شرایط فعلی می شود، اما باید توجه داشت که این شفافیت نباید کامل تلقی شود. تجسم‌ها به‌عنوان چنین، مفروضات ضمنی ارائه‌شده در مدل یا حاشیه‌های احتمالی خطا را توضیح نمی‌دهند یا بیان نمی‌کنند. شفافیت افزایش می یابد زیرا اکنون افراد غیرمتخصص می توانند بفهمند که چه اتفاقی در حال رخ دادن است، اما این شفافیت ممکن است محدود باشد زیرا آنها از مفروضات اساسی آگاه نیستند. تفسیر نادرست از تجسم GIS همیشه خطری است که باید به طور جدی مورد توجه قرار گیرد.

علاوه بر این، می‌توانیم ببینیم که HIS و FLIWAS تأثیر عمیقی بر دستور کار مدیریت سیل و طراحی کلی سیاست در چارچوب مدیریت آب داشته‌اند. از آنجایی که HIS و FLIWAS می‌توانند به متخصصان اجازه دهند سناریوها را آزمایش کنند و سپس عواقب آن را پیش‌بینی کنند، چندین نمونه از تقویت دایک در دستور کار قرار گرفت و پس از پیش‌بینی سناریوهای خطرناک HIS اجرا شد. به این ترتیب، HIS و FLIWAS به ابزار مهمی برای برنامه ریزی فضایی تبدیل می شوند. اکنون دولت ها می توانند به وضوح ببینند که کدام بخش از قلمرو آنها در معرض خطر است. این ورودی مهم برای تصمیم گیری در مورد ساخت و ساز و مسیرهای اضافی برای تخلیه است.

بحث و نتایج

ما اکنون می توانیم در مورد دلایل معرفی سریع GIS در بخش مدیریت آب نتیجه گیری کنیم. در وهله اول تأثیر GIS با نگاه کردن به عملکرد ارتباطی قابل مشاهده است. این سه مورد است. در درجه اول ما می بینیم که عملکرد تجسم HIS و FLIWASبه تعیین دستور کار کمک می کند زیرا مسائل مربوط به آب را می توان به روشی واضح تر به سیاست گذاران اطلاع داد. ثانیا ارتباط بین بخش مدیریت آب و سایر بخش ها آسان تر می شود. از طریق فیلم‌ها و نقشه‌های تعاملی، متخصصان مدیریت آب می‌توانند مشکلات احتمالی را برای سایر متخصصان روشن‌تر کنند. این امر ارتباط با سایر بخش های سیاست را تا حد زیادی مفید می کند. در نهایت، درگیر کردن عموم مردم دشوارتر می شود، زیرا GIS ارتباط مسائل مربوط به آب را به آنها بسیار آسان تر می کند. این عوامل همگی به اجرای سریع آنها کمک می کنند.

عامل دوم مهم برای معرفی سریع ناشی از افزایش قدرت بخش آب به دست آمده در طول اجرای HIS و FLIWAS است. تغییر به یک دستگاه ارتباطی یکپارچه به توانایی بخش مدیریت آب برای عملکرد در فرآیند تعیین دستور کار به عنوان یک بازیگر واحد کمک کرد. بنابراین HIS و FLIWAS مطمئناً روند یکپارچه سازی در بخش مدیریت آب را ارتقا می دهند و قدرت بیشتری را برای مدیریت آب در عرصه سیاست اعمال می کنند. موقعیت قوی‌تر بخش‌ها، تقویت بیشتر پیاده‌سازی GIS، منجر به افزایش مستمر قدرت و در نتیجه تقویت این فرآیند چرخه‌ای پیاده‌سازی سریع می‌شود. با استفاده از HIS و FLIWAS،مقدار مناسبی از قدرت در فرآیند تعیین دستور کار از مقامات محلی و استانی به بخش مدیریت آب منتقل می شود. این را می توان با موقعیت انحصاری بخش مدیریت آب با توجه به اطلاعات دقیق در مورد خطرات سیل توضیح داد. بخش مدیریت آب از طریق محاسبه و قدرت تجسم و برقراری ارتباط موقعیت ها، به وضوح می تواند موضوعات را در دستور کار قرار دهد.

یک متغیر مداخله گر به افزایش شفافیت مربوط می شود. فرآیندهای کاری به طور قابل توجهی شفاف تر هستند، زیرا همه سازمان های مدیریت آب با یک برنامه کار می کنند. اما همچنین خود مشکل سیاست می تواند شفاف تر شود زیرا HIS قادر به انجام محاسبات لازم است. از طریق عملکرد محاسباتی HIS و FLIWAS ، بخش مدیریت آب ابزار قدرتمندی برای نشان دادن تأثیرات ناشی از برخی اقدامات – یا عدم وجود این اقدامات دارد. برای مثال می تواند سیاست گذاران را مجبور کند که خطرات سیل را در دستور کار قرار دهند.

مطمئناً، فوریت بالا بودن سطح آب در سال‌های 1993 و 1995 در هلند، دریچه سیاستی را برای دولت باز کرد تا نسبتاً سریع وسایل را برای اجرای HIS و FLIWAS تخصیص دهد. از آنجایی که تاریخ غنی مدیریت آب هلند باعث شد بخش آب بسیار پراکنده شود، ارتباط بین سازمان های مختلف مدیریت آب ضعیف بود. منافع زیادی در خطر بود و سازمان های زیادی درگیر بودند. در ابتدا پراکندگی در بخش آب مانع از فعالیت به عنوان یک بازیگر تأثیرگذار شد و مانع از اعمال نفوذ HIS و FLIWAS در تنظیم دستور کار تا حد زیادی شد. اما، با استفاده از HIS و FLIWASبازیگران بخش مدیریت آب مجبورند خود را سازماندهی کنند و بلوکی تشکیل دهند که به وسیله آن بتوانند این نفوذ را اعمال کنند.

از نظر تئوری می توان نتیجه گرفت که تنظیم دستور کار به خوبی می تواند برای کمک به توضیح سرعت فرآیندهای پیاده سازی استفاده شود. البته نتایج باید در رابطه با مسائل سیاست رقابتی که در خطر هستند در نظر گرفته شوند. اما تلاش ما برای ترکیب و ادغام بینش‌های مجزا از مدل‌های مختلف به ما امکان داد تا معرفی سریع GIS را ارزیابی کنیم. در جایی که ساختار چارچوب ائتلاف دفاعی به تجزیه و تحلیل محیط کلی و بازیگران مختلف کمک می کند، مدل کینگدونز فرصتی برای توضیح پنجره سیاست در اختیار ما قرار می دهد. برای مدل مانع و مدل کاب و الدرز، آنها نحوه استفاده از توان را در مدل توضیح می دهند. فرض ما این است که مدل ما می تواند برای تجزیه و تحلیل تأثیر فناوری در موارد دیگر نیز استفاده شود.

به این ترتیب تئوری مدیریت دولتی می تواند به تحلیل موارد در بخش مدیریت آب کمک کند. سیاست گذاران می توانند یاد بگیرند که وقتی نیاز فوری به اجرای سریع نوآوری های سیاست دارند، می توانند با افزایش شفافیت و در صورت امکان با استفاده از تجسم و محاسبات، بر افزایش و ساده سازی ارتباطات تمرکز کنند. علاوه بر این، یک عامل ترویجی مانند تغییر روابط قدرت در فرآیند تنظیم دستور کار به گونه ای که بخش تخصصی نفوذ پیدا می کند، می تواند تقویت شود. HIS و FLIWAS پس از تاسیس به عنوان یک مصنوعمی تواند با متحد کردن بخش مدیریت آب به یک بلوک تأثیرگذار در نهادهای رسمی بر ساختار تأثیر بگذارد. سایر نوآوری های سیاستی نیز می توانند این تأثیر را داشته باشند. در مورد ما، توانایی محاسبه همراه با امکان انتقال صحیح نتایج به سیاستگذاران، اطمینان حاصل کرد که متخصصان مدیریت آب جدی‌تر گرفته شده و اغلب به مذاکره دعوت می‌شوند. این نوع عوامل در همه معرفی سیاست ها مرتبط هستند.

اگرچه GIS به شدت برنامه‌ریزی برای موضوع آب را ترویج می‌کند، پتانسیل کامل آن را تنها زمانی می‌توان به دست آورد که یک پنجره سیاست جدید برای باز کردن در دسترس باشد. این می تواند برای مثال زمانی اتفاق بیفتد که سیل دیگری در مواقع اضطراری آب و هوایی به هلند آسیب برساند. به محض اینکه چنین شد، بهبود بیشتر تصمیم گیری در مورد کل سیستم SES، اکولوژیکی و سیستم اجتماعی می تواند یکپارچه شود و مدیریت تعاملی آب به واقعیت تبدیل شود.

منابع

  • آلن، TFH، Bandursky BL، King AW (1992) رویکرد اکوسیستم: نظریه و یکپارچگی اکوسیستم، کمیسیون مشترک بین‌المللی ایالات متحده آمریکا و کانادا (واشنگتن دی سی ایالات متحده آمریکا)

  • Bachrach P، Baratz M (1970) قدرت و فقر. تئوری و عمل. انتشارات دانشگاه آکسفورد، نیویورک

    Google Scholar

  • Bekkers VJJM, Moody RFI (2006) سیستم های اطلاعات جغرافیایی و فرآیند تدوین خط مشی: ظهور حالت اسکن ترکیبی معکوس؟ در: Bekkers VJJM, van Duivenboden H, Thaens M (ویرایشگران) فناوری اطلاعات و ارتباطات و نوآوری عمومی: ارزیابی نوسازی مدیریت دولتی مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات. آیوس، آمستردام، صص 103-120

    Google Scholar

  • Bekkers V، Zuurmond A (2005) Achtergronden en eigenschappen van ICT. در: Lips M، Bekkers V، Zuurmond A (eds) ICT en openbaar bestuur. پیامدها در استفاده از فن آوری برای بیش از حد مجاز است. Lemma BV, Utrecht, pp 47-72

    Google Scholar

  • برگر PL، لوکمن تی (1967) ساخت اجتماعی واقعیت. رساله ای در جامعه شناسی معرفت. انکر بوکز، نیویورک

    Google Scholar

  • Bijker WE (1995) از دوچرخه ها، باکلیت ها و لامپ ها. به سوی تئوری تغییرات اجتماعی و فنی. MIT، کمبریج

    Google Scholar

  • Carver S, Evans A, Kingston R, Turton I (2000) دسترسی به سیستم های اطلاعات جغرافیایی در شبکه جهانی وب: بهبود مشارکت عمومی در تصمیم گیری های زیست محیطی. Infrastruct Pol 6:157-170 را اطلاع دهید

    Google Scholar

  • Cobb RW، Elder CD (1972) مشارکت در سیاست آمریکا. پویایی دستور کار. انتشارات دانشگاه جان هاپکینز، بالتیمور

    Google Scholar

  • De V. Borges KA، Sahay S (2000) GIS برای بخش عمومی: تجربیات از شهر بلو هوریزونته، برزیل. Infrastruct Pol 6:139-155 را اطلاع دهید

    Google Scholar

  • گیدنز A (1984) قانون اساسی جامعه. طرح کلی نظریه ساختار. انتشارات دانشگاه کالیفرنیا، برکلی

    Google Scholar

  • هولینگ CS (1973) انعطاف پذیری و پایداری سیستم های اکولوژیکی. Annu Rev Ecol Systemat 4:1-23

    مقاله Google Scholar

  • Hooper BP (2005) حکمرانی یکپارچه حوضه رودخانه: یادگیری از تجربه بین المللی. IWA، لندن سیاتل

    Google Scholar

  • Kingdon JW (1984) دستور کارها، جایگزین ها و سیاست های عمومی. ناشران کالج هارپر کالینز، نیویورک

  • Lips M، Boogers M، Weterings R (2000) اختراع مجدد قلمرو در دولت محلی هلند: تجربیات با توسعه و اجرای GIS در منطقه آمستردام. Infrastruct Pol 6:171-183 را اطلاع دهید

    Google Scholar

  • Meijer A (2002) سیستم های اطلاعات جغرافیایی و پاسخگویی عمومی. به پول 7:39-47 اطلاع دهید

    Google Scholar

  • Moody RFI (2010) قدرت نقشه برداری. سیستم های اطلاعات جغرافیایی، دستور کار و طراحی خط مشی. دانشگاه اراسموس، روتردام

    Google Scholar

  • Moukomia S (2004) سیستم های اطلاعات مکانی واکنش سریع: آنفولانزای مرغی در تایلند. آژانس توسعه ژئوانفورماتیک و فناوری فضایی، بانکوک

    Google Scholar

  • Olsson P، Folke C، Berkes F (2004) مدیریت تطبیقی ​​برای ایجاد انعطاف‌پذیری در سیستم‌های اجتماعی-اکولوژیکی. محیط زیست مناگ 3:75-90

    Google Scholar

  • Orlikowski WJ (1992) دوگانگی فناوری: بازنگری مفهوم فناوری در سازمانها. Organ Sci 3:398-427

    مقاله Google Scholar

  • Orlikowski WJ، Gash DC (1994) چارچوب های فناورانه: درک فناوری اطلاعات در سازمان ها. ACM Trans Inf Syst 12:174–207

    مقاله Google Scholar

  • Ostrom E (2007) یک رویکرد تشخیصی برای فراتر از داروها. PNAS Proc Natl Acad Sci USA 1004:15181–15187

    مقاله Google Scholar

  • Overchuk AL، Hansen L، Hansen NH (2004) در حال توسعه یک مدل توزیع زمین کشاورزی در روسیه. آژانس فدرال اموال غیرمنقول، کاداستر، روسیه

    Google Scholar

  • Sabatier PA (1993) تغییر سیاست در طول یک دهه یا بیشتر. در: Sabatier PA، Jenkins-Smith HC (ویرایشگران) تغییر سیاست و یادگیری. رویکرد ائتلاف مدافع. وست ویو، بولدر

    Google Scholar

  • Saeijs HLF (1991) مدیریت یکپارچه آب. یک مفهوم جدید: از درمان علائم به سمت مدیریت اکوسیستم کنترل شده در دلتای هلند. Landsc Urban Plann 20:245–255

    مقاله Google Scholar

  • سرل جی آر (1995) ساخت واقعیت اجتماعی. پنگوئن، لندن

    Google Scholar

  • اسنلن IThM (2000) قلمرو سازی حاکمیت و دولت: ابعاد سیاست سیستم های اطلاعات جغرافیایی. در: زیرساخت اطلاعات و سیاست، جلد. 6. IOS Press، آمستردام، هلند، صفحات 131-138

  • ترنر پی، هیگز جی (2003) استفاده و مدیریت اطلاعات جغرافیایی در دولت الکترونیک محلی در بریتانیا. سیاست اطلاعات 8:151-165

    Google Scholar

  • Van Ast JA (1999) روندها به سمت مدیریت تعاملی آب. تحولات در مدیریت بین المللی حوضه رودخانه Phys Chem Earth 24:597-602

    مقاله Google Scholar

  • ون در بروژ (2009) پویایی های گذار در سیستم های بوم شناختی اجتماعی: مورد مدیریت آب هلند، پایان نامه دانشگاه اراسموس روتردام. روتردام، دانشگاه اراسموس

  • Weick KE (2001) درک سازمان. بلکول، آکسفورد

    Google Scholar

2 نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.